<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>بادصبا</title>
		<link>https://badesaba1.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://badesaba1.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>12 اردیبهشت</title>
			<link>https://badesaba1.kowsarblog.ir/12-اردیبهشت-1</link>
			<pubDate>12:13:00 +0430 سه شنبه، 12 اردیبهشت 1396</pubDate>			<dc:creator>فاطمه فرخي</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتی</category>			<guid isPermaLink="false">475494@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-9.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://badesaba1.kowsarblog.ir/12-اردیبهشت-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-9.jpg" alt="" width="400" height="400" /></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://badesaba1.kowsarblog.ir/12-اردیبهشت-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://badesaba1.kowsarblog.ir/12-اردیبهشت-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://badesaba1.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=475494</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>روز معلم</title>
			<link>https://badesaba1.kowsarblog.ir/روز-معلم-30</link>
			<pubDate>12:12:00 +0430 سه شنبه، 12 اردیبهشت 1396</pubDate>			<dc:creator>فاطمه فرخي</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتی</category>			<guid isPermaLink="false">475493@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-8.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://badesaba1.kowsarblog.ir/روز-معلم-30&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-8.jpg" alt="" width="400" height="400" /></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://badesaba1.kowsarblog.ir/روز-معلم-30">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://badesaba1.kowsarblog.ir/روز-معلم-30#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://badesaba1.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=475493</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>فضیلت ماه شعبان</title>
			<link>https://badesaba1.kowsarblog.ir/فضیلت-ماه-شعبان-29</link>
			<pubDate>12:01:00 +0430 سه شنبه، 12 اردیبهشت 1396</pubDate>			<dc:creator>فاطمه فرخي</dc:creator>
			<category domain="main">شعبان المعظم</category>			<guid isPermaLink="false">475487@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-7.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ماه شعبان، منسوب به پیامبر اکرم(ص) است. او روزهای ماه شعبان را روزه می‌گرفت و به ماه رمضان وصل می‌کرد. روایاتی از معصومین در فضیلت ماه شعبان آمده است، رفتن به بهشت و برخورداری از کرامت الهی در قیامت، پاداش روزه این ماه معرفی شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام صادق(ع) می‌فرماید:&lt;br /&gt;«چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام سجاد(ع) اصحاب خود را جمع می‌نمود و می‌فرمود‌ای اصحاب من می‌دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول (ص) می‌فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه برای جلب محبت پیامبر خود و برای تقرّب به سوی پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایی که جان علی بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد می‌کنم که از پدرم حسین بن علی (ع) شنیدم که فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین(ع) که هر که روزه بگیرد در ماه شعبان برای جلب محبّت پیامبر خدا و تقرّب به سوی خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت کرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را برای او واجب می‌کند.»&lt;br /&gt;شیخ طوسی از صفوان جمال نیز روایت کرده که گفت:&lt;br /&gt;«امام صادق (ع) به من فرمود کسانی را که در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزی هست؟ فرمود: بله همانا که رسول خدا (ص) هر گاه هلال ماه شعبان را می‌دید به مُنادیی امر می‌فرمود که در مدینه ندا کند:‌ ای اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا (ص) به سوی شما. ایشان می‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت کند کسی را که یاری کند مرا، بر ماه من یعنی در آن ماه روزه بگیرد.»[۱]&lt;br /&gt;امام صادق (ع) از امیرالمؤمنین (ع) نقل می‌کند که آن حضرت می‌فرمود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«از زمانی که شنیدم منادی رسول خدا(ص) ندا کرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتی که حیات دارم ان شاء الله تعالی. و می‌فرمود: روزه دو ماه(شعبان و رمضان)، توبه مغفرت از خدا است.»[۲]&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://badesaba1.kowsarblog.ir/فضیلت-ماه-شعبان-29&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-7.jpg" alt="" width="400" height="400" /></p>
<p>ماه شعبان، منسوب به پیامبر اکرم(ص) است. او روزهای ماه شعبان را روزه می‌گرفت و به ماه رمضان وصل می‌کرد. روایاتی از معصومین در فضیلت ماه شعبان آمده است، رفتن به بهشت و برخورداری از کرامت الهی در قیامت، پاداش روزه این ماه معرفی شده است.</p>
<p>امام صادق(ع) می‌فرماید:<br />«چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام سجاد(ع) اصحاب خود را جمع می‌نمود و می‌فرمود‌ای اصحاب من می‌دانید این چه ماهی است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول (ص) می‌فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه برای جلب محبت پیامبر خود و برای تقرّب به سوی پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایی که جان علی بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد می‌کنم که از پدرم حسین بن علی (ع) شنیدم که فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین(ع) که هر که روزه بگیرد در ماه شعبان برای جلب محبّت پیامبر خدا و تقرّب به سوی خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت کرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را برای او واجب می‌کند.»<br />شیخ طوسی از صفوان جمال نیز روایت کرده که گفت:<br />«امام صادق (ع) به من فرمود کسانی را که در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزی هست؟ فرمود: بله همانا که رسول خدا (ص) هر گاه هلال ماه شعبان را می‌دید به مُنادیی امر می‌فرمود که در مدینه ندا کند:‌ ای اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا (ص) به سوی شما. ایشان می‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت کند کسی را که یاری کند مرا، بر ماه من یعنی در آن ماه روزه بگیرد.»[۱]<br />امام صادق (ع) از امیرالمؤمنین (ع) نقل می‌کند که آن حضرت می‌فرمود:</p>
<p>«از زمانی که شنیدم منادی رسول خدا(ص) ندا کرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتی که حیات دارم ان شاء الله تعالی. و می‌فرمود: روزه دو ماه(شعبان و رمضان)، توبه مغفرت از خدا است.»[۲]</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://badesaba1.kowsarblog.ir/فضیلت-ماه-شعبان-29">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://badesaba1.kowsarblog.ir/فضیلت-ماه-شعبان-29#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://badesaba1.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=475487</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>بزرگدشت علامه حلی گرامی باد</title>
			<link>https://badesaba1.kowsarblog.ir/بزرگدشت-علامه-حلی-گرامی-باد</link>
			<pubDate>11:02:00 +0430 یکشنبه، 3 اردیبهشت 1396</pubDate>			<dc:creator>فاطمه فرخي</dc:creator>
			<category domain="main">علامه حلی</category>			<guid isPermaLink="false">470278@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-6.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شخصیت علمى علامه‌ حلی&lt;br /&gt;علامه حلّى از كسانى است كه عنوان جامع معقول و منقول بحق برازنده اوست. او همان طور كه اكثر علما درباره‌‌اش گفته‌اند مجتهدى حكيم، متكلمى رجالى، مفسرى محدث و اديب و شاعر است و نوشته‌‌هاى او كه تقريبا تمام دائره‌‌هاى علوم را شامل مى‌شود بر اين گفته شاهد صدق است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از اقدامات علامه حلی تقسيم احاديث به اقسامى است كه امروزه نزد علما متداول است. در قديم علماى شيعه احاديث را يا ضعيف مى‌دانستند و يا صحيح، ولى علامه حلّى از جهتى احاديث را به صحيح، حسن، موثق و ضعيف و از جهات ديگر نيز به اقسام ديگرى نيز تقسيم مى‌كند. ناگفته نماند كه اين اقسام به نحوى در كتاب‌هاى اهل سنت قبلا آورده شده بود ولى اجراى آن در احاديث شيعه به ابتكار علامه بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اخباريان مثل مرحوم استرآبادى در مخالفت با علامه حلّى يكى از ايرادات بر او را تأسيس اجتهاد برمى‌ شمارند. هر چند اين مطلب درست نيست زيرا قبل از علاّمه شيوه اجتهاد در بين اصحاب رواج داشته است ولى از جبهه ‌گيرى سخت اخباريان در برابر او و كتاب‌هاى متعدد فقهى علامه كه با استدلال همراه است مى‌توان فهميد كه علامه در اين زمينه بسيار تلاش نموده است و طريقه اجتهاد را رونقى بسزا داده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;يكى از اجتهادات او در اين زمينه كه بعد از او همه مجتهدان به آن فتوا داده‌اند، تبديل وجوب آب كشيدن از چاه هنگام افتادن نجاستى در آن به استحباب است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شيوه اجتهاد را كه او رونق داد همواره در حال تكامل و سير صعودى بوده و عالمان بعد از او در راه اعتلاى آن كوشيده‌اند و با وجود كتاب‌هاى بسيارى كه در زمينه فقه نوشته شده، هنوز هم كتاب‌هاى او مورد استفاده دانش پژوهان است. ملا نظام الدين قرشى در اين باره گفته است: هر كس بعد از او آمده از او استفاده كرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما در زمينه تأثرپذيرى، او در فقه و اصول بيشتر تحت تأثير دايى خويش محقق حلّى بوده است. يكى از محققان در تحقيقى پيرامون كتاب« ارشاد» ميزان تأثرپذيرى محتوايى آن را از شرايع مشخص كرده است به گونه‌اى كه بسيارى از عبارات آن عين عبارات شرايع است ولى علامه با اختصار بسيار و باب بندى بديع شكل و صورتى نو به آن داده است. شهيد اول در «غاية المراد» به اين تأثيرپذيرى در بعضى موارد اشاره كرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در زمينه كلام نيز از شرح‌هاى متعددى كه بر كتاب‌هاى او نوشته شده است و همچنين متداول بودن تدريس كتاب‌هاى او و مراجعه علما به آنها حتى تا زمان حاضر مى‌ توان به چیره دستی او پی برد به صورتى كه شايد بعد از او سبك جديدى در كلام اسلامى يافت نمى‌شود و تمام كسانى كه بعد از او آمده‌‌اند يا شارح آثار او بوده‌‌اند يا در تأليفات خود از همان سبك‌ها استفاده كرده‌‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علامه حلی یكی از پركارترین و موفق‌ترین فقهای نامدار شیعه از نظر تالیف بشمار می‌‌آید و طبق احصا و شمارشی كه از تالیفات او به عمل آورده‌اند، با تقسیم به روزهای عمر او به هر روز آن تا هزار سطر رسیده است و این امر، از كرامت‌ها و تاییدات الهی حكایت دارد، حالا آیا او هم مانند مرحوم مجلسی از دستیاران و معاونان و شاگردان خویش بهره جسته است یا آن كه اغلب اوقات خود را به تالیف و تصنیف اشتغال ورزیده است، چندان مهم نیست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توصیفات علما درباه علامه حلی[ویرایش]&lt;br /&gt;گفتار تفرشی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سید مصطفی تفرشی، صاحب كتاب نقد الرجال می‌‌گوید: علامه آن قدر فضیلت و شان و اعتبار دارد كه بهتر آن است كه توصیف نشود، چون توصیف‌ها و تعریف‌های من چیزی بر شأن او نمی‌‌افزاید او بیش از 70 جلد كتاب دارد كه هر كدام نشانگر نوعی از فضیلت و نبوغ و علم و دانش اوست.[۳]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;صاحب روضات بعد از نقل این سخن می‌‌افزاید: او بیش از 90 جلد تالیف دارد[۴] ولی به تعبیر استاد شهید مطهری، او در حدود 100 جلد كتاب شناخته شده و ناشناخته دارد، چون خود علامه در كتاب الخلاصه بیش از این رقم را معرفی نموده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفتار صاحب مستدرك:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;محدث متتبع و دانشمند نامی، محدث نوری در كتاب مستدرك وسائل الشیعه در مورد او چنین می‌‌نگارد: علامه حلی شیخ بزرگوار و جلیل القدر اقیانوس علوم و غواص فضائل و حكمت‌ها حافظ ناموس هدایت و ارشاد و شكننده ناقوس ضلالت، پاسدار حریم دین، زائل كننده آثار فسادگران او در جمع علما و دانشمندان اسلام، همانند بدر (ماه شب چهارده) در میان ستارگان می‌‌درخشد و نسبت به دشمنان و بدخواهان سیاه‌دل، شدیدتر از عذاب زهرناك و برنده‌تر از شمشیر مسموم است او دارنده مقامات فاخره و كرامات درخشان و سعادت‌های ظاهری است او زبان گویای فقها و متكلمین، محدثین، مفسرین و ترجمان حكما و عرفای سالكین متبحر است او فردی است كه لقب آیت الله تام و كامل، شایسته اوست رحمت‌ها و عنایات خاص خدا شامل حال او باد.[۵]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;گفتار صاحب ریاض:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رجالی معروف، صاحب ریاض العلما درباره او گوید: پیشوای وارسته، عالم عامل، فاضل كامل، شاعر ماهر، علامه علما، فهامه فضلا، استاد جهان، معروف در بین ما به علامه علی الاطلاق موصوف با نهایت علم، فهم، كمال او فرزند خواهر محقق می‌‌باشد و او آیت الله روی زمین می‌‌باشد او حقوق بی‌شماری از نظر زبان، بیان و قلم بر عهده طائفه شیعه امامیه دارد او جامع علوم مختلف و مصنف در رشته‌های گوناگون آن بود او به تنهایی فقیه، حكیم، متكلم، محدث، اصولی، ادیب و شاعر ماهری بود من برخی از اشعار او را در اردبیل دیدم كه به كمال جودت طبع او در نظم و شعر دلالت دارد.[۶]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دانشمندان اهل سنت و علامه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تجلیل و توصیف از مقام علمی ‌‌علامه حلی اختصاص به علما شیعه ندارد، بلكه دانشمندان اهل سنت نیز او را مورد توصیف و تجلیل قرار داده‌اند از باب نمونه، ابن حجر عسقلانی در كتاب لسان المیزان درباره او گوید: ابن یوسف بن المطهر الحلی، عالم شیعه و پیشوا و مؤلف آنان است او آیت حق در ذكاوت بود المختصر ابن حاجب را شرح زیبایی نمود او همان فردی است كه شیخ تقی‌الدین بن تیمیه در كتاب خود ردی بر او نوشته است و كتاب او معروف به رد بر رافضی است ابن مطهر بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بود هنگامی‌ ‌كه كتاب ردیه ابن تیمیه بدست او رسید، گفت: اگر او می‌‌فهمید كه من چه می‌‌گویم، به او پاسخ می‌‌دادم.[۷] از این نوع كلمات و سخنان توصیفی، در مورد آن مجتهد والامقام به كثرت و فراوانی وجود دارد كه به نقل یك نمونه بسنده گردید.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://badesaba1.kowsarblog.ir/بزرگدشت-علامه-حلی-گرامی-باد&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-6.jpg" alt="" width="400" height="400" /></p>
<p>شخصیت علمى علامه‌ حلی<br />علامه حلّى از كسانى است كه عنوان جامع معقول و منقول بحق برازنده اوست. او همان طور كه اكثر علما درباره‌‌اش گفته‌اند مجتهدى حكيم، متكلمى رجالى، مفسرى محدث و اديب و شاعر است و نوشته‌‌هاى او كه تقريبا تمام دائره‌‌هاى علوم را شامل مى‌شود بر اين گفته شاهد صدق است.</p>
<p>از اقدامات علامه حلی تقسيم احاديث به اقسامى است كه امروزه نزد علما متداول است. در قديم علماى شيعه احاديث را يا ضعيف مى‌دانستند و يا صحيح، ولى علامه حلّى از جهتى احاديث را به صحيح، حسن، موثق و ضعيف و از جهات ديگر نيز به اقسام ديگرى نيز تقسيم مى‌كند. ناگفته نماند كه اين اقسام به نحوى در كتاب‌هاى اهل سنت قبلا آورده شده بود ولى اجراى آن در احاديث شيعه به ابتكار علامه بود.</p>
<p>اخباريان مثل مرحوم استرآبادى در مخالفت با علامه حلّى يكى از ايرادات بر او را تأسيس اجتهاد برمى‌ شمارند. هر چند اين مطلب درست نيست زيرا قبل از علاّمه شيوه اجتهاد در بين اصحاب رواج داشته است ولى از جبهه ‌گيرى سخت اخباريان در برابر او و كتاب‌هاى متعدد فقهى علامه كه با استدلال همراه است مى‌توان فهميد كه علامه در اين زمينه بسيار تلاش نموده است و طريقه اجتهاد را رونقى بسزا داده است.</p>
<p>يكى از اجتهادات او در اين زمينه كه بعد از او همه مجتهدان به آن فتوا داده‌اند، تبديل وجوب آب كشيدن از چاه هنگام افتادن نجاستى در آن به استحباب است.</p>
<p>شيوه اجتهاد را كه او رونق داد همواره در حال تكامل و سير صعودى بوده و عالمان بعد از او در راه اعتلاى آن كوشيده‌اند و با وجود كتاب‌هاى بسيارى كه در زمينه فقه نوشته شده، هنوز هم كتاب‌هاى او مورد استفاده دانش پژوهان است. ملا نظام الدين قرشى در اين باره گفته است: هر كس بعد از او آمده از او استفاده كرده است.</p>
<p>اما در زمينه تأثرپذيرى، او در فقه و اصول بيشتر تحت تأثير دايى خويش محقق حلّى بوده است. يكى از محققان در تحقيقى پيرامون كتاب« ارشاد» ميزان تأثرپذيرى محتوايى آن را از شرايع مشخص كرده است به گونه‌اى كه بسيارى از عبارات آن عين عبارات شرايع است ولى علامه با اختصار بسيار و باب بندى بديع شكل و صورتى نو به آن داده است. شهيد اول در «غاية المراد» به اين تأثيرپذيرى در بعضى موارد اشاره كرده است.</p>
<p>در زمينه كلام نيز از شرح‌هاى متعددى كه بر كتاب‌هاى او نوشته شده است و همچنين متداول بودن تدريس كتاب‌هاى او و مراجعه علما به آنها حتى تا زمان حاضر مى‌ توان به چیره دستی او پی برد به صورتى كه شايد بعد از او سبك جديدى در كلام اسلامى يافت نمى‌شود و تمام كسانى كه بعد از او آمده‌‌اند يا شارح آثار او بوده‌‌اند يا در تأليفات خود از همان سبك‌ها استفاده كرده‌‌اند.</p>
<p>علامه حلی یكی از پركارترین و موفق‌ترین فقهای نامدار شیعه از نظر تالیف بشمار می‌‌آید و طبق احصا و شمارشی كه از تالیفات او به عمل آورده‌اند، با تقسیم به روزهای عمر او به هر روز آن تا هزار سطر رسیده است و این امر، از كرامت‌ها و تاییدات الهی حكایت دارد، حالا آیا او هم مانند مرحوم مجلسی از دستیاران و معاونان و شاگردان خویش بهره جسته است یا آن كه اغلب اوقات خود را به تالیف و تصنیف اشتغال ورزیده است، چندان مهم نیست.</p>
<p>توصیفات علما درباه علامه حلی[ویرایش]<br />گفتار تفرشی:</p>
<p>سید مصطفی تفرشی، صاحب كتاب نقد الرجال می‌‌گوید: علامه آن قدر فضیلت و شان و اعتبار دارد كه بهتر آن است كه توصیف نشود، چون توصیف‌ها و تعریف‌های من چیزی بر شأن او نمی‌‌افزاید او بیش از 70 جلد كتاب دارد كه هر كدام نشانگر نوعی از فضیلت و نبوغ و علم و دانش اوست.[۳]</p>
<p>صاحب روضات بعد از نقل این سخن می‌‌افزاید: او بیش از 90 جلد تالیف دارد[۴] ولی به تعبیر استاد شهید مطهری، او در حدود 100 جلد كتاب شناخته شده و ناشناخته دارد، چون خود علامه در كتاب الخلاصه بیش از این رقم را معرفی نموده است.</p>
<p>گفتار صاحب مستدرك:</p>
<p>محدث متتبع و دانشمند نامی، محدث نوری در كتاب مستدرك وسائل الشیعه در مورد او چنین می‌‌نگارد: علامه حلی شیخ بزرگوار و جلیل القدر اقیانوس علوم و غواص فضائل و حكمت‌ها حافظ ناموس هدایت و ارشاد و شكننده ناقوس ضلالت، پاسدار حریم دین، زائل كننده آثار فسادگران او در جمع علما و دانشمندان اسلام، همانند بدر (ماه شب چهارده) در میان ستارگان می‌‌درخشد و نسبت به دشمنان و بدخواهان سیاه‌دل، شدیدتر از عذاب زهرناك و برنده‌تر از شمشیر مسموم است او دارنده مقامات فاخره و كرامات درخشان و سعادت‌های ظاهری است او زبان گویای فقها و متكلمین، محدثین، مفسرین و ترجمان حكما و عرفای سالكین متبحر است او فردی است كه لقب آیت الله تام و كامل، شایسته اوست رحمت‌ها و عنایات خاص خدا شامل حال او باد.[۵]</p>
<p>گفتار صاحب ریاض:</p>
<p>رجالی معروف، صاحب ریاض العلما درباره او گوید: پیشوای وارسته، عالم عامل، فاضل كامل، شاعر ماهر، علامه علما، فهامه فضلا، استاد جهان، معروف در بین ما به علامه علی الاطلاق موصوف با نهایت علم، فهم، كمال او فرزند خواهر محقق می‌‌باشد و او آیت الله روی زمین می‌‌باشد او حقوق بی‌شماری از نظر زبان، بیان و قلم بر عهده طائفه شیعه امامیه دارد او جامع علوم مختلف و مصنف در رشته‌های گوناگون آن بود او به تنهایی فقیه، حكیم، متكلم، محدث، اصولی، ادیب و شاعر ماهری بود من برخی از اشعار او را در اردبیل دیدم كه به كمال جودت طبع او در نظم و شعر دلالت دارد.[۶]</p>
<p>دانشمندان اهل سنت و علامه:</p>
<p>تجلیل و توصیف از مقام علمی ‌‌علامه حلی اختصاص به علما شیعه ندارد، بلكه دانشمندان اهل سنت نیز او را مورد توصیف و تجلیل قرار داده‌اند از باب نمونه، ابن حجر عسقلانی در كتاب لسان المیزان درباره او گوید: ابن یوسف بن المطهر الحلی، عالم شیعه و پیشوا و مؤلف آنان است او آیت حق در ذكاوت بود المختصر ابن حاجب را شرح زیبایی نمود او همان فردی است كه شیخ تقی‌الدین بن تیمیه در كتاب خود ردی بر او نوشته است و كتاب او معروف به رد بر رافضی است ابن مطهر بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بود هنگامی‌ ‌كه كتاب ردیه ابن تیمیه بدست او رسید، گفت: اگر او می‌‌فهمید كه من چه می‌‌گویم، به او پاسخ می‌‌دادم.[۷] از این نوع كلمات و سخنان توصیفی، در مورد آن مجتهد والامقام به كثرت و فراوانی وجود دارد كه به نقل یك نمونه بسنده گردید.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://badesaba1.kowsarblog.ir/بزرگدشت-علامه-حلی-گرامی-باد">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://badesaba1.kowsarblog.ir/بزرگدشت-علامه-حلی-گرامی-باد#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://badesaba1.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=470278</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>معجزات امام کاظم (ع)</title>
			<link>https://badesaba1.kowsarblog.ir/معجزات-امام-کاظم-ع</link>
			<pubDate>10:54:00 +0430 یکشنبه، 3 اردیبهشت 1396</pubDate>			<dc:creator>فاطمه فرخي</dc:creator>
			<category domain="main">معجزات ائمه</category>			<guid isPermaLink="false">470267@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/2_-1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کرامات و معجزات امام موسی کاظم علیه السلام&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نجمه همسر امام:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نجمه، مادر بزرگوار امام رضا (ع) و از زنان مومنه، پارسا، نجیب و پاكیزه بود. حمیده، همسر امام صادق (ع)، او را كه كنیزى از اهالى مغرب بود، خرید و به منزل برد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نجمه در خانه امام صادق (ع)، حمیده خاتون را بسیار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هیچ گاه نزدش نمى نشست! روزى حمیده در عالم رویا، رسول گرامى اسلام (ص) را دید كه به او فرمودند: «اى حمیده! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خود موسى درآور زیرا از او فرزندى به دنیا خواهد آمد كه بهترین فرد روى زمین باشد».&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از این پیام، حمیده به فرزندش امام كاظم (ع) فرمود: «پسرم! نـجـمـه بانویى است كه من هرگز بهتر از او را ندیده ام، زیرا در زیركى و محاسن اخلاق، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم، تو نیز در حق او نیكى كن».&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر (ع) و نجمه، نورى شد كه در شكم مادر به تسبیح و تهلیل مـشـغـول بـود و مـادر از آن، احـسـاس سنگینى نمى كرد و چون به دنیا آمد، دست ها را بر زمین گذاشت، سر را به سوى آسمان بلند كرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گویا با خدایش رازو نیازمى كرد. پس از تولد امام هشتم (ع)، این بانوى مكرمه با تربیت گوهرى تابناك، ارزشى فراتر یافت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرزندان امام:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنا به گفته شیخ مفید در ارشاد امام موسی كاظم (ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هیجده تن از آنها پسر بودند و علی بن موسی الرضا (ع) امام هشتم افضل ایشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسی و محمد بن موسی و ابراهیم بن موسی بودند. یكی از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله علیها است كه قبرش در قم مزار شیعیان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بیشتر نیز گفته اند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://badesaba1.kowsarblog.ir/معجزات-امام-کاظم-ع&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/2_-1.jpg" alt="" width="400" height="400" /></p>
<p> </p>
<p>کرامات و معجزات امام موسی کاظم علیه السلام<br /> </p>
<p>نجمه همسر امام:</p>
<p>نجمه، مادر بزرگوار امام رضا (ع) و از زنان مومنه، پارسا، نجیب و پاكیزه بود. حمیده، همسر امام صادق (ع)، او را كه كنیزى از اهالى مغرب بود، خرید و به منزل برد.</p>
<p> </p>
<p>نجمه در خانه امام صادق (ع)، حمیده خاتون را بسیار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هیچ گاه نزدش نمى نشست! روزى حمیده در عالم رویا، رسول گرامى اسلام (ص) را دید كه به او فرمودند: «اى حمیده! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خود موسى درآور زیرا از او فرزندى به دنیا خواهد آمد كه بهترین فرد روى زمین باشد».</p>
<p> </p>
<p>پس از این پیام، حمیده به فرزندش امام كاظم (ع) فرمود: «پسرم! نـجـمـه بانویى است كه من هرگز بهتر از او را ندیده ام، زیرا در زیركى و محاسن اخلاق، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم، تو نیز در حق او نیكى كن».</p>
<p> </p>
<p>ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر (ع) و نجمه، نورى شد كه در شكم مادر به تسبیح و تهلیل مـشـغـول بـود و مـادر از آن، احـسـاس سنگینى نمى كرد و چون به دنیا آمد، دست ها را بر زمین گذاشت، سر را به سوى آسمان بلند كرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گویا با خدایش رازو نیازمى كرد. پس از تولد امام هشتم (ع)، این بانوى مكرمه با تربیت گوهرى تابناك، ارزشى فراتر یافت.</p>
<p> </p>
<p>فرزندان امام:</p>
<p>بنا به گفته شیخ مفید در ارشاد امام موسی كاظم (ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هیجده تن از آنها پسر بودند و علی بن موسی الرضا (ع) امام هشتم افضل ایشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسی و محمد بن موسی و ابراهیم بن موسی بودند. یكی از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله علیها است كه قبرش در قم مزار شیعیان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بیشتر نیز گفته اند.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://badesaba1.kowsarblog.ir/معجزات-امام-کاظم-ع">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://badesaba1.kowsarblog.ir/معجزات-امام-کاظم-ع#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://badesaba1.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=470267</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>شهادت امام کاظم (ع)</title>
			<link>https://badesaba1.kowsarblog.ir/شهادت-امام-کاظم-ع-3</link>
			<pubDate>10:50:00 +0430 یکشنبه، 3 اردیبهشت 1396</pubDate>			<dc:creator>فاطمه فرخي</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبت مذهبی</category>			<guid isPermaLink="false">470258@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-5.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهادت امام موسی کاظم(ع)&lt;br /&gt;مجموعه: زندگینامه بزرگان دینی&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بیست و پنجم رجب سالروز شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام)، امام هفتم شیعیان جهان در سال 183 هجری است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می كند كه علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مك بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یكی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت كه اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مكیان از مقام خود بیفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی كند. گویند امام هنگام حركت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار كرد و از او خواست كه از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نكند. علی قبول نكرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامی مال به او می دهند تا آنجا كه ملكی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم كه می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افكنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت كه موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاری ندارد یا كسی بفرست كه او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست كه امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمكی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهك سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد كه ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن كردند. تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://badesaba1.kowsarblog.ir/شهادت-امام-کاظم-ع-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-5.jpg" alt="" width="400" height="400" /></p>
<p>شهادت امام موسی کاظم(ع)<br />مجموعه: زندگینامه بزرگان دینی<br /> </p>
<p><br /> </p>
<p> </p>
<p>بیست و پنجم رجب سالروز شهادت امام موسی کاظم(علیه السلام)، امام هفتم شیعیان جهان در سال 183 هجری است.</p>
<p> </p>
<p>درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می كند كه علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مك بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یكی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت كه اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مكیان از مقام خود بیفتند.</p>
<p> </p>
<p>جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی كند. گویند امام هنگام حركت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار كرد و از او خواست كه از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نكند. علی قبول نكرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامی مال به او می دهند تا آنجا كه ملكی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم كه می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افكنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.</p>
<p> </p>
<p>عیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت كه موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاری ندارد یا كسی بفرست كه او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست كه امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمكی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهك سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد كه ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن كردند. تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته اند.</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://badesaba1.kowsarblog.ir/شهادت-امام-کاظم-ع-3">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://badesaba1.kowsarblog.ir/شهادت-امام-کاظم-ع-3#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://badesaba1.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=470258</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>روز ارتش گرامی باد</title>
			<link>https://badesaba1.kowsarblog.ir/روز-ارتش-گرامی-باد-1</link>
			<pubDate>12:27:00 +0430 سه شنبه، 29 فروردین 1396</pubDate>			<dc:creator>فاطمه فرخي</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبتی</category>			<guid isPermaLink="false">467419@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-4.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;400&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چرا 29 فروردین روز ارتش نام گرفت؟ &lt;br /&gt;نامگذاری 29 فروردین هرسال به نام روز ارتش از ابتکارات امام خمینی(ره) بود. آن هم در شرایطی که ارتش جمهوری اسلامی با کارشکنی های مختلف داخلی و خارجی روبه رو بود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;مجله مهر: روزی برای ارتش. حالا35 سالی می شود که ارتش جمهوری اسلامی ایران یک روز از تقویم رسمی کشور را به نام خود می بیند. روزی که برای اولین بار به فاصله حدود 2 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، توسط امام خمینی(ره) به نام ارتش نام گذاری شد تا پاسخی مناسب باشد به وفاداری ارتشیان به آرمانهای انقلاب اسلامی. اما چه شد که 29 فروردین به نام ارتش نام گذاری شد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از 19 بهمن 57 و دیدار همافران نیروی هوایی ارتش با امام خمینی(ره) ارتشی ها با سرعت بیشتری به انقلاب اسلامی پیوستند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از همان اولین روز ، کار خود را برای دفاع از انقلاب اسلامی ایران شروع کردند.اولین درگیری و نا آرامی در منطقه ترکمن صحرا و در نزدیک مرزهای شوروی(سابق) توسط گروهکهای چپ و مزدوران استکبار با هدف خودمختاری منطقه آغاز شد که با اعزام یگانی از کارکنان داوطلب نیروی زمینی ارتش سرکوب شد. ارتش به سراغ کنترل ناآرامی های سایر مناطق مثل کردستان و آذربایجان غربی رفت. همزمان جنگ روانی علیه ارتش در داخل و خارج کشور به راه افتاده بود و به دنبال آن بود تا ارتش را یک نیروی ضد مردمی و عامل امپریالیسم معرفی کند که همچنان سرکوب مردم را ادامه می داد و بایستی منحل می شد و جای خود را با یک ارتش خلقی یا بی طبقه توحیدی عوض می کرد . &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;همین جوسازی ها سبب شد تا شهید سپهبد ولی الله قرنی اولین رییس ستاد مشترک ارتش در نامه ای استعفای خود در روزهای اول فروردین 1358 را به امام خمینی (ره) تقدیم کند. شهید قرنی در استعفای خود با شکایت از اقدامات ضد انقلاب و دشمنان خارجی و دخالت های بیجا در امور ارتشچنین نوشته بود: «معاون نخست وزیر انقلاب که خود را واضع مقررات و مالک الرقاب می داند بدون آنکه بداند ارتش چه موقعیت و چه امکاناتی دارد و متأسفانه بدون اینکه حتی اینجانب را طرف مشورت قرار دهد هر روز دستوراتی صادر می نماید که ارتش بایستی شاهد لطمه ای دیگر بر روحیات افسران و افراد خود و افتادن مقداری سلاح و مهمات و مال و منال به دست افراد ناصالح و وابسته به خارجیان باشد و&amp;#8230; وزیر دفاع بدون مشورت و نظر خواهی از اینجانب و خارج از وظایف خود می رود و از رادیو و تلویزیون و مطبوعات نسنجیده می گوید که سربازان فروردین مرخص و بالنتیجه تعداد معدودی که از ارتش با خون دل به سربازخانه ها کشانده بود، نگهداری سربازخانه ها را رها کرده و به موطن خود می روند و شب هنگام عناصر توده ای وابسته به سیاستهای خارجی با کامیونها به سربازخانه ها می روند و باقیمانده اسلحه و مهمات را بار کرده و به خارج از شهر می برند&amp;#8230; دولت بدون مشورت با ارتش و آگاه ترین مرجع ارزیابی کردستان، نمایندگانی را به آن صفحات می فرستند که با ورود آنها و اولین سخن پراکنی که می کنند مردم را به پادگان مهاباد ریخته و غارت می کنند و در جلوی همین هیأت فرماندة پادگان را گلوله باران می کنند«&amp;#8230; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;کمتر از یک ماه بعد، سپهبد قرنی توسط گروهک فرقان ترور شد و به شهادت رسید تا علاوه بر آثار جنگ روانی سنگینی که بطور مستقیم و غیر مستقیم توسط دشمنان خارجی، طیف ضدانقلاب، منافقین، حزب توده و عناصر نا آگاه در ارتش جریان داشت، بی انضباطی، سستی و عدم تمکین از فرماندهان نیز به مشکلات ارتش اضافه شود. مشکلات فراوان ارتش سبب شد تا فرماندهان وقت ارتش جمهوری اسلامی ایران با درخواست وقت ملاقات از امام خمینی(ره) برای بیرون رفتن از این وضعیت چاره اندیشی کنند و از امام (ره) بخواهند ایشان فرماندهی خود بر کل نیروهای مسلح را مجدداً اعلام نمایند. تا با استفاده از این حکم حکومتی قوام و انضباط بر ارتش برگردد. امام خمینی نیز (ره) با صدور پیامی تاریخی در تاریخ 29 فروردین سال 58 خطاب به ملت ، سنگ بنای روز ارتش را گذاشتند. دربخشی از پیام امام خمینی(ره) آمده بود: &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;»روز چهارشنبه 29 فروردین روز ارتش اعلام مى‏شود. ارتش محترم در این روز در شهرستانهاى بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانى خود را از جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ایران و حضور خود را براى فداكارى در راه استقلال و حفظ مرزهاى كشور اعلام نمایند. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;ملت ایران موظفند از ارتش اسلامى استقبال كنند و احترام برادرانه از آنان نمایند. اكنون ارتش در خدمت ملت و اسلام است و ارتش اسلامى است، و ملت شریف لازم است آن را به این سِمت رسماً بشناسند و پشتیبانى خود را از آن اعلام نمایند. اكنون مخالفت با ارتش اسلامى كه حافظ استقلال و نگهبان مرزهاى آن است جایز نیست. ما و شما و ارتش، برادرانه باید براى حفظ و امنیت كشورمان كوشش كنیم و به شرارت اشرار و اختلال مفسدان خاتمه دهیم«. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;امام خمینی(ره) در بخش های دیگر پیام خود نیز مشکلات دیگر پیش روی ارتش را نیز مورد توجه قرار دادند تا توطئه های داخلی و خارجی علیه ارتش جمهوری اسلامی ایران را نقش بر آب کنند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از آن تاریخ به بعد هرسال در سالگرد صدور این پیام، روز ارتش در سراسر کشور جشن گرفته می شود و ارتش در شهرهای مختلف به رژه و نمایش قدرت می پردازد.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://badesaba1.kowsarblog.ir/روز-ارتش-گرامی-باد-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/_-4.jpg" alt="" width="400" height="400" /></p>
<p>چرا 29 فروردین روز ارتش نام گرفت؟ <br />نامگذاری 29 فروردین هرسال به نام روز ارتش از ابتکارات امام خمینی(ره) بود. آن هم در شرایطی که ارتش جمهوری اسلامی با کارشکنی های مختلف داخلی و خارجی روبه رو بود.<br /> <br />مجله مهر: روزی برای ارتش. حالا35 سالی می شود که ارتش جمهوری اسلامی ایران یک روز از تقویم رسمی کشور را به نام خود می بیند. روزی که برای اولین بار به فاصله حدود 2 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، توسط امام خمینی(ره) به نام ارتش نام گذاری شد تا پاسخی مناسب باشد به وفاداری ارتشیان به آرمانهای انقلاب اسلامی. اما چه شد که 29 فروردین به نام ارتش نام گذاری شد؟</p>
<p>از 19 بهمن 57 و دیدار همافران نیروی هوایی ارتش با امام خمینی(ره) ارتشی ها با سرعت بیشتری به انقلاب اسلامی پیوستند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از همان اولین روز ، کار خود را برای دفاع از انقلاب اسلامی ایران شروع کردند.اولین درگیری و نا آرامی در منطقه ترکمن صحرا و در نزدیک مرزهای شوروی(سابق) توسط گروهکهای چپ و مزدوران استکبار با هدف خودمختاری منطقه آغاز شد که با اعزام یگانی از کارکنان داوطلب نیروی زمینی ارتش سرکوب شد. ارتش به سراغ کنترل ناآرامی های سایر مناطق مثل کردستان و آذربایجان غربی رفت. همزمان جنگ روانی علیه ارتش در داخل و خارج کشور به راه افتاده بود و به دنبال آن بود تا ارتش را یک نیروی ضد مردمی و عامل امپریالیسم معرفی کند که همچنان سرکوب مردم را ادامه می داد و بایستی منحل می شد و جای خود را با یک ارتش خلقی یا بی طبقه توحیدی عوض می کرد . <br /> <br />همین جوسازی ها سبب شد تا شهید سپهبد ولی الله قرنی اولین رییس ستاد مشترک ارتش در نامه ای استعفای خود در روزهای اول فروردین 1358 را به امام خمینی (ره) تقدیم کند. شهید قرنی در استعفای خود با شکایت از اقدامات ضد انقلاب و دشمنان خارجی و دخالت های بیجا در امور ارتشچنین نوشته بود: «معاون نخست وزیر انقلاب که خود را واضع مقررات و مالک الرقاب می داند بدون آنکه بداند ارتش چه موقعیت و چه امکاناتی دارد و متأسفانه بدون اینکه حتی اینجانب را طرف مشورت قرار دهد هر روز دستوراتی صادر می نماید که ارتش بایستی شاهد لطمه ای دیگر بر روحیات افسران و افراد خود و افتادن مقداری سلاح و مهمات و مال و منال به دست افراد ناصالح و وابسته به خارجیان باشد و&#8230; وزیر دفاع بدون مشورت و نظر خواهی از اینجانب و خارج از وظایف خود می رود و از رادیو و تلویزیون و مطبوعات نسنجیده می گوید که سربازان فروردین مرخص و بالنتیجه تعداد معدودی که از ارتش با خون دل به سربازخانه ها کشانده بود، نگهداری سربازخانه ها را رها کرده و به موطن خود می روند و شب هنگام عناصر توده ای وابسته به سیاستهای خارجی با کامیونها به سربازخانه ها می روند و باقیمانده اسلحه و مهمات را بار کرده و به خارج از شهر می برند&#8230; دولت بدون مشورت با ارتش و آگاه ترین مرجع ارزیابی کردستان، نمایندگانی را به آن صفحات می فرستند که با ورود آنها و اولین سخن پراکنی که می کنند مردم را به پادگان مهاباد ریخته و غارت می کنند و در جلوی همین هیأت فرماندة پادگان را گلوله باران می کنند«&#8230; <br /> <br />کمتر از یک ماه بعد، سپهبد قرنی توسط گروهک فرقان ترور شد و به شهادت رسید تا علاوه بر آثار جنگ روانی سنگینی که بطور مستقیم و غیر مستقیم توسط دشمنان خارجی، طیف ضدانقلاب، منافقین، حزب توده و عناصر نا آگاه در ارتش جریان داشت، بی انضباطی، سستی و عدم تمکین از فرماندهان نیز به مشکلات ارتش اضافه شود. مشکلات فراوان ارتش سبب شد تا فرماندهان وقت ارتش جمهوری اسلامی ایران با درخواست وقت ملاقات از امام خمینی(ره) برای بیرون رفتن از این وضعیت چاره اندیشی کنند و از امام (ره) بخواهند ایشان فرماندهی خود بر کل نیروهای مسلح را مجدداً اعلام نمایند. تا با استفاده از این حکم حکومتی قوام و انضباط بر ارتش برگردد. امام خمینی نیز (ره) با صدور پیامی تاریخی در تاریخ 29 فروردین سال 58 خطاب به ملت ، سنگ بنای روز ارتش را گذاشتند. دربخشی از پیام امام خمینی(ره) آمده بود: <br /> <br />»روز چهارشنبه 29 فروردین روز ارتش اعلام مى‏شود. ارتش محترم در این روز در شهرستانهاى بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتیبانى خود را از جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ایران و حضور خود را براى فداكارى در راه استقلال و حفظ مرزهاى كشور اعلام نمایند. <br /> <br />ملت ایران موظفند از ارتش اسلامى استقبال كنند و احترام برادرانه از آنان نمایند. اكنون ارتش در خدمت ملت و اسلام است و ارتش اسلامى است، و ملت شریف لازم است آن را به این سِمت رسماً بشناسند و پشتیبانى خود را از آن اعلام نمایند. اكنون مخالفت با ارتش اسلامى كه حافظ استقلال و نگهبان مرزهاى آن است جایز نیست. ما و شما و ارتش، برادرانه باید براى حفظ و امنیت كشورمان كوشش كنیم و به شرارت اشرار و اختلال مفسدان خاتمه دهیم«. <br /> <br />امام خمینی(ره) در بخش های دیگر پیام خود نیز مشکلات دیگر پیش روی ارتش را نیز مورد توجه قرار دادند تا توطئه های داخلی و خارجی علیه ارتش جمهوری اسلامی ایران را نقش بر آب کنند.</p>
<p>از آن تاریخ به بعد هرسال در سالگرد صدور این پیام، روز ارتش در سراسر کشور جشن گرفته می شود و ارتش در شهرهای مختلف به رژه و نمایش قدرت می پردازد.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://badesaba1.kowsarblog.ir/روز-ارتش-گرامی-باد-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://badesaba1.kowsarblog.ir/روز-ارتش-گرامی-باد-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://badesaba1.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=467419</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>دلایل تغییر قبله مسلمین به کعبه</title>
			<link>https://badesaba1.kowsarblog.ir/دلایل-تغییر-قبله-مسلمین-به</link>
			<pubDate>10:09:00 +0430 پنجشنبه، 24 فروردین 1396</pubDate>			<dc:creator>فاطمه فرخي</dc:creator>
			<category domain="main">15رجب سالروز تغیرر قبله مسلمین</category>			<guid isPermaLink="false">464477@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/124-1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;400&quot; /&gt;پانزدهم رجب، در تاریخ اسلام سالروز تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به خانه کعبه است. پیامبر اکرم(ص) پس از هجرت به مدینه منوره، از ربیع الاول سال اول تا نیمه رجب سال دوم هجری، به مدت هفده ماه، به سوی بیت المقدس نماز می گزاردند و سایر مسلمانان نیز به پیروی از آن حضرت، به آن سمت عبادت می كردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علل مهم تغییر قبله&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بحث تغيير قبله و دلايل آن در تفاسير مختلف آمده است که دو نمونه را ذکر مي کنيم:&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;1. در تفسير نمونه ذيل آيه 142 سوره مبارکه بقره آمده است: تغيير قبله يكى از تحولات مهم تاريخ اسلام كه موجى عظيم در ميان مردم به وجود آورد؛ پيامبر اسلام (ص ) مدت سيزده سال پس از بعثت در مكه، و يك سال و چند ماه بعد از هجرت در مدينه به امر خدا به سوى «بيت المقدس» نماز مى خواند، ولى بعد از آن قبله تغيير يافت و مسلمانان مأمور شدند به سوى«كعبه» نماز بگزارند.مسلمانان در اين مدت مورد سرزنش يهود قرار داشتند چرا كه بيت المقدس در اصل قبله يهود بود آنها به مسلمانان مى گفتند: اينان از خود استقلال ندارند و به سوى قبله ما نماز مى خوانند، و اين دليل آن است كه ما بر حقيم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اين گفتگوها براى پيامبر اسلام و مسلمانان ناگوار بود، آنها از يكسو مطيع فرمان خدا بودند، و از سوى ديگر طعنه هاى يهود از آنها قطع نمى شد، براى همين جهت پيامبر (ص ) شبها به اطراف آسمان نگريسته و منتظر راه چارهاي از سوي پروردگار عالميان بود تا از دست طعنه هاي يهوديان خلاصي يابد.مدتى از اين انتظار گذشت تا اينكه فرمان تغيير قبله صادر شد و در حالى كه پيامبر دو ركعت نماز ظهر را در مسجد بنى سالم به سوى بيت المقدس خوانده بود جبرئيل ماءمور شد پيامبر(ص ) را به سوى كعبه بگرداند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;يهود از اين ماجرا سخت ناراحت شدند و طبق شيوه ديرينه خود به بهانه جوئى و ايراد گيرى پرداختند. آنها قبلا مى گفتند: ما بهتر از مسلمانان هستيم ، چرا كه آنها از نظر قبله استقلال ندارند و پيرو ما هستند، اما همين كه دستور تغيير قبله از ناحيه خدا صادر شد زبان به اعتراض گشودند. چرا اينها از قبله پيامبران پيشين رو گردان شدند؟ اگر قبله اول صحيح بود اين تغيير چه معنى دارد؟ و اگر دومى صحيح است چرا سيزده سال و چند ماه به سوى بيت المقدس نماز خوانديد ؟! خداوند به پيامبرش دستور ميدهد به آنها بگو شرق و غرب عالم از آن خداست ، هر كس را بخواهد به راه راست هدايت مى كند. (قل لله المشرق و المغرب يهدى من يشاء الى صراط مستقيم ).&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اين يك دليل قاطع و روشن در برابر بهانه جويان بود كه بيت المقدس و كعبه و همه جا ملك خدا است ، اصلا خدا خانه و مكانى ندارد، مهم آن است كه تسليم فرمان او باشيد هر جا خدا دستور دهد به آن سو نماز بخوانند، مقدس و محترم است ، و هيچ مكانى بدون عنايت او داراى شرافت ذاتى نمى باشد.و تغيير قبله در حقيقت مراحل مختلف آزمايش و تكامل است و هر يك مصداقى است از هدايت الهى ، او است كه انسانها را به صراط مستقيم رهنمون مى شود.» (تفسير نمونه ، جلد 1، صفحه 480 و 481)&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;2. مرحوم علامه طباطبايي در ذيل همين آيه چنين مي نگارند: «قبله قرار گرفتن ، خانه اى از خانه ها چون كعبه ، و يا بنائى از بناها چون بيت المقدس ، و يا سنگى از سنگها چون حجر الاسود، كه جزء كعبه است ، از اين جهت نيست كه خود اين اجسام برخلاف تمامى اجسام اقتضاى قبله شدن را دارد، تا تجاوز از آن ، و نپذيرفتن اقتضاى ذاتى آنها محال باشد، و در نتيجه ممكن نباشد كه حكم قبله بودن بيت المقدس دگرگون شود و يا لغو گردد.بلكه تمامى اجسام و بناها و جميع جهات از مشرق و مغرب و جنوب و شمال و بالا و پائين در نداشتن اقتضاى هيچ حكمى از احكام برابرند، چون همه ملك خدا هستند، هر حكمى كه بخواهد و بهر قسم كه بخواهد و در هر زمان كه بخواهد در آنها مى راند، و هر حكمى هم كه بكند بمنظور هدايت خلق ، و بر طبق مصلحت و كمالاتى است كه براى فرد و نوع آنها اراده مى كند، پس او هيچ حكمى نمي كند مگر به خاطر اين كه بوسيله آن حكم ، خلق را هدايت كند، و هدايت هم نمى كند، مگر بسوى آنچه كه صراط مستقيم و كوتاه ترين راه بسوى كمال قوم و صلاح ايشان است».(ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه :479 و 480)&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;توضيح بيشتر نيازمند توجه به امور زير است:&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;1. بر اساس آيات و روايات، کعبه از زمان پيدايش زمين مکان مبارک و مورد عنايت بوده است قرآن کريم در اين مورد مي فرمايد: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًى لِلْعالَمينَ؛ در حقيقت نخستين خانه‏اى كه براى مردم نهاده شده همان است كه در مكه است و مبارك و براى جهانيان هدايت است.» طبق برخي از روايات حضرت آدم(ع) خانه کعبه را بنا کرد و خود بر گرد آن طواف کرد. بنابراين کعبه اولين معبد جهاني و قديمي ترين مرکز توحيد، و قبله همه پيامبران الهي از حضرت آدم(ع) تا حضرت خاتم(ص) بوده است.لکن به خاطر مصالحي در ابتداي طلوع خورشيد اسلام به طور موقت بيت المقدس به عنوان قبله مسلمين قرار مي گيرد:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2. آزمايش الهي: با توجه به اين که کعبه متعلق به اعراب ومورد احترامشان بود و آن را سرمايه معنوي نژاد خود مي دانستند و انتظار داشتند که در آيين اسلام نيز، کعبه به عنوان قبله انتخاب شود و مسلمانان به سوي کعبه نماز بخوانند، نماز خواندن به سوي بيت المقدس مشکل و برخلاف عادت بود و لذا تعبد و ايمان خاصي را مي طلبيد و مي توانست درجه ايمان و تسليم اعرابي را که مسلمان مي شدند نشان دهد. یعنی در واقع يک امتحان و آزمون براي سنجش مؤمن واقعي از غير مؤمن بود، قرآن کريم با صراحت اين مطلب را بيان مي دارد: «وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتي كُنْتَ عَلَيْها إِلاّ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى‏ عَقِبَيْهِ؛ ما آن قبله اي را که قبلا بر آن بودي (بيت المقدس)، تنها براي اين قرار داديم که افرادي که از رسول خدا پيروي مي کنند، از آنها که به جاهليت باز مي گردند باز شناخته شوند. در روايتي از امام عسکري(ع) نيز اين فلسفه بيان شده است: «مردم مکه هواي قبله شدن کعبه را داشتند و خداوند با قبله قرار دادن بيت المقدس امتحانشان کرد تا معلوم شود چه کسي برخلاف هواي نفس خود، رسول خدا را پيروي مي کند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;3. کعبه در آن زمان کانون بتهاي مشرکان بود، در حالي که مهم ترين و اولين پيمان دين اسلام مبارزه با بت پرستي و دعوت به پرستش خداي يگانه بود، لذا به مسلمانان دستور داده شد، موقتا به سوي بيت المقدس -پايگاه دين توحيدي و معتقدان به توحيد- نماز گزارند تا از شائبه هر گونه توجه به بت ها مبرا باشند و به اين ترتيب صفوف خود را از مشرکين جدا سازند و روح تسليم مطلق در برابر فرمان حق و توحيد را در وجود خود نهادينه کنند اما هنگامي که به مدينه هجرت کردند و تشکيل حکومت و ملتي دادند و صفوف آنها از ديگران کاملا مشخص گرديد و از امتحان الهي سربلند و پيروز بيرون آمدند ديگر ادامه اين وضع ضرورت نداشت، در اين هنگام به سوي کعبه قديمي ترين مرکز توحيد و پر سابقه ترن کانون انبياء باز گشتند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;4. به هر حال حکم قبله قرار گرفتن بيت المقدس از احکام موقتي بود که با تمام شدن مصالح موقتش آن حکم نيز به پايان رسيد و لذا پيامبر(ص) انتظار مي کشيد که فرمان تغيير قبله صادر شد تا اين که در نيمه رجب سال دوم هجري دستور تغيير قبله نازل شد: «قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها؛ نگاه هاي انتظار آميز تو را به سوي آسمان (براي تغيير قبله) مي بينم، اکنون تو را به سوي قبله اي که از آن خشنود باشي باز مي گردانيم.»از اين آيه استفاده مي شود که بيت المقدس قبله موقت مسلمان ها بوده است که پيامبر(ص) انتظار پايان يافتن آن را مي کشيد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;5. مسدود شدن زبان مخالفان. قرآن کريم يکي از رازهاي بزرگ تغيير قبله را اتمام حجت بر مخالفين اسلام ذکر مي کند: «لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ»؛ يکي از مفسران در توضيح اين آيه مي فرمايد: «اگر قبله تغيير نمي يافت -قطع نظر از مصالح که در تغيير قبله بود و به آن اشاره شد- زبان مخالفان بر روي مسلمانان باز مي شد، از يک طرف يهود مي گفتند ما در «تورات» خوانده ايم نشانه اين پيامبر نماز خواندن به دو قبله است و اين علامت در او نيست و از سوي ديگر مشرکان ايراد مي کردند که او براي احياي آئين ابراهيم آمده است پس چرا خانه کعبه را که نخستين خانه توحيد است فراموش کرده است، در اين جا تغيير قبله زبان هر دو را بست.»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منبع: مهر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://badesaba1.kowsarblog.ir/دلایل-تغییر-قبله-مسلمین-به&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/badesaba1/quick-uploads/124-1.jpg" alt="" width="400" height="400" />پانزدهم رجب، در تاریخ اسلام سالروز تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به خانه کعبه است. پیامبر اکرم(ص) پس از هجرت به مدینه منوره، از ربیع الاول سال اول تا نیمه رجب سال دوم هجری، به مدت هفده ماه، به سوی بیت المقدس نماز می گزاردند و سایر مسلمانان نیز به پیروی از آن حضرت، به آن سمت عبادت می كردند.</p>
<p>علل مهم تغییر قبله<br /> <br /> بحث تغيير قبله و دلايل آن در تفاسير مختلف آمده است که دو نمونه را ذکر مي کنيم:<br /> <br />1. در تفسير نمونه ذيل آيه 142 سوره مبارکه بقره آمده است: تغيير قبله يكى از تحولات مهم تاريخ اسلام كه موجى عظيم در ميان مردم به وجود آورد؛ پيامبر اسلام (ص ) مدت سيزده سال پس از بعثت در مكه، و يك سال و چند ماه بعد از هجرت در مدينه به امر خدا به سوى «بيت المقدس» نماز مى خواند، ولى بعد از آن قبله تغيير يافت و مسلمانان مأمور شدند به سوى«كعبه» نماز بگزارند.مسلمانان در اين مدت مورد سرزنش يهود قرار داشتند چرا كه بيت المقدس در اصل قبله يهود بود آنها به مسلمانان مى گفتند: اينان از خود استقلال ندارند و به سوى قبله ما نماز مى خوانند، و اين دليل آن است كه ما بر حقيم.<br /> <br />اين گفتگوها براى پيامبر اسلام و مسلمانان ناگوار بود، آنها از يكسو مطيع فرمان خدا بودند، و از سوى ديگر طعنه هاى يهود از آنها قطع نمى شد، براى همين جهت پيامبر (ص ) شبها به اطراف آسمان نگريسته و منتظر راه چارهاي از سوي پروردگار عالميان بود تا از دست طعنه هاي يهوديان خلاصي يابد.مدتى از اين انتظار گذشت تا اينكه فرمان تغيير قبله صادر شد و در حالى كه پيامبر دو ركعت نماز ظهر را در مسجد بنى سالم به سوى بيت المقدس خوانده بود جبرئيل ماءمور شد پيامبر(ص ) را به سوى كعبه بگرداند.<br /> <br />يهود از اين ماجرا سخت ناراحت شدند و طبق شيوه ديرينه خود به بهانه جوئى و ايراد گيرى پرداختند. آنها قبلا مى گفتند: ما بهتر از مسلمانان هستيم ، چرا كه آنها از نظر قبله استقلال ندارند و پيرو ما هستند، اما همين كه دستور تغيير قبله از ناحيه خدا صادر شد زبان به اعتراض گشودند. چرا اينها از قبله پيامبران پيشين رو گردان شدند؟ اگر قبله اول صحيح بود اين تغيير چه معنى دارد؟ و اگر دومى صحيح است چرا سيزده سال و چند ماه به سوى بيت المقدس نماز خوانديد ؟! خداوند به پيامبرش دستور ميدهد به آنها بگو شرق و غرب عالم از آن خداست ، هر كس را بخواهد به راه راست هدايت مى كند. (قل لله المشرق و المغرب يهدى من يشاء الى صراط مستقيم ).<br /> <br />اين يك دليل قاطع و روشن در برابر بهانه جويان بود كه بيت المقدس و كعبه و همه جا ملك خدا است ، اصلا خدا خانه و مكانى ندارد، مهم آن است كه تسليم فرمان او باشيد هر جا خدا دستور دهد به آن سو نماز بخوانند، مقدس و محترم است ، و هيچ مكانى بدون عنايت او داراى شرافت ذاتى نمى باشد.و تغيير قبله در حقيقت مراحل مختلف آزمايش و تكامل است و هر يك مصداقى است از هدايت الهى ، او است كه انسانها را به صراط مستقيم رهنمون مى شود.» (تفسير نمونه ، جلد 1، صفحه 480 و 481)<br /> <br />2. مرحوم علامه طباطبايي در ذيل همين آيه چنين مي نگارند: «قبله قرار گرفتن ، خانه اى از خانه ها چون كعبه ، و يا بنائى از بناها چون بيت المقدس ، و يا سنگى از سنگها چون حجر الاسود، كه جزء كعبه است ، از اين جهت نيست كه خود اين اجسام برخلاف تمامى اجسام اقتضاى قبله شدن را دارد، تا تجاوز از آن ، و نپذيرفتن اقتضاى ذاتى آنها محال باشد، و در نتيجه ممكن نباشد كه حكم قبله بودن بيت المقدس دگرگون شود و يا لغو گردد.بلكه تمامى اجسام و بناها و جميع جهات از مشرق و مغرب و جنوب و شمال و بالا و پائين در نداشتن اقتضاى هيچ حكمى از احكام برابرند، چون همه ملك خدا هستند، هر حكمى كه بخواهد و بهر قسم كه بخواهد و در هر زمان كه بخواهد در آنها مى راند، و هر حكمى هم كه بكند بمنظور هدايت خلق ، و بر طبق مصلحت و كمالاتى است كه براى فرد و نوع آنها اراده مى كند، پس او هيچ حكمى نمي كند مگر به خاطر اين كه بوسيله آن حكم ، خلق را هدايت كند، و هدايت هم نمى كند، مگر بسوى آنچه كه صراط مستقيم و كوتاه ترين راه بسوى كمال قوم و صلاح ايشان است».(ترجمه تفسير الميزان جلد 1 صفحه :479 و 480)<br /> <br />توضيح بيشتر نيازمند توجه به امور زير است:<br /> <br />1. بر اساس آيات و روايات، کعبه از زمان پيدايش زمين مکان مبارک و مورد عنايت بوده است قرآن کريم در اين مورد مي فرمايد: «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبارَكًا وَ هُدًى لِلْعالَمينَ؛ در حقيقت نخستين خانه‏اى كه براى مردم نهاده شده همان است كه در مكه است و مبارك و براى جهانيان هدايت است.» طبق برخي از روايات حضرت آدم(ع) خانه کعبه را بنا کرد و خود بر گرد آن طواف کرد. بنابراين کعبه اولين معبد جهاني و قديمي ترين مرکز توحيد، و قبله همه پيامبران الهي از حضرت آدم(ع) تا حضرت خاتم(ص) بوده است.لکن به خاطر مصالحي در ابتداي طلوع خورشيد اسلام به طور موقت بيت المقدس به عنوان قبله مسلمين قرار مي گيرد:</p>
<p>2. آزمايش الهي: با توجه به اين که کعبه متعلق به اعراب ومورد احترامشان بود و آن را سرمايه معنوي نژاد خود مي دانستند و انتظار داشتند که در آيين اسلام نيز، کعبه به عنوان قبله انتخاب شود و مسلمانان به سوي کعبه نماز بخوانند، نماز خواندن به سوي بيت المقدس مشکل و برخلاف عادت بود و لذا تعبد و ايمان خاصي را مي طلبيد و مي توانست درجه ايمان و تسليم اعرابي را که مسلمان مي شدند نشان دهد. یعنی در واقع يک امتحان و آزمون براي سنجش مؤمن واقعي از غير مؤمن بود، قرآن کريم با صراحت اين مطلب را بيان مي دارد: «وَ ما جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتي كُنْتَ عَلَيْها إِلاّ لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلى‏ عَقِبَيْهِ؛ ما آن قبله اي را که قبلا بر آن بودي (بيت المقدس)، تنها براي اين قرار داديم که افرادي که از رسول خدا پيروي مي کنند، از آنها که به جاهليت باز مي گردند باز شناخته شوند. در روايتي از امام عسکري(ع) نيز اين فلسفه بيان شده است: «مردم مکه هواي قبله شدن کعبه را داشتند و خداوند با قبله قرار دادن بيت المقدس امتحانشان کرد تا معلوم شود چه کسي برخلاف هواي نفس خود، رسول خدا را پيروي مي کند.<br /> <br />3. کعبه در آن زمان کانون بتهاي مشرکان بود، در حالي که مهم ترين و اولين پيمان دين اسلام مبارزه با بت پرستي و دعوت به پرستش خداي يگانه بود، لذا به مسلمانان دستور داده شد، موقتا به سوي بيت المقدس -پايگاه دين توحيدي و معتقدان به توحيد- نماز گزارند تا از شائبه هر گونه توجه به بت ها مبرا باشند و به اين ترتيب صفوف خود را از مشرکين جدا سازند و روح تسليم مطلق در برابر فرمان حق و توحيد را در وجود خود نهادينه کنند اما هنگامي که به مدينه هجرت کردند و تشکيل حکومت و ملتي دادند و صفوف آنها از ديگران کاملا مشخص گرديد و از امتحان الهي سربلند و پيروز بيرون آمدند ديگر ادامه اين وضع ضرورت نداشت، در اين هنگام به سوي کعبه قديمي ترين مرکز توحيد و پر سابقه ترن کانون انبياء باز گشتند.<br /> <br />4. به هر حال حکم قبله قرار گرفتن بيت المقدس از احکام موقتي بود که با تمام شدن مصالح موقتش آن حکم نيز به پايان رسيد و لذا پيامبر(ص) انتظار مي کشيد که فرمان تغيير قبله صادر شد تا اين که در نيمه رجب سال دوم هجري دستور تغيير قبله نازل شد: «قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها؛ نگاه هاي انتظار آميز تو را به سوي آسمان (براي تغيير قبله) مي بينم، اکنون تو را به سوي قبله اي که از آن خشنود باشي باز مي گردانيم.»از اين آيه استفاده مي شود که بيت المقدس قبله موقت مسلمان ها بوده است که پيامبر(ص) انتظار پايان يافتن آن را مي کشيد.<br /> <br />5. مسدود شدن زبان مخالفان. قرآن کريم يکي از رازهاي بزرگ تغيير قبله را اتمام حجت بر مخالفين اسلام ذکر مي کند: «لِئَلاّ يَكُونَ لِلنّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ»؛ يکي از مفسران در توضيح اين آيه مي فرمايد: «اگر قبله تغيير نمي يافت -قطع نظر از مصالح که در تغيير قبله بود و به آن اشاره شد- زبان مخالفان بر روي مسلمانان باز مي شد، از يک طرف يهود مي گفتند ما در «تورات» خوانده ايم نشانه اين پيامبر نماز خواندن به دو قبله است و اين علامت در او نيست و از سوي ديگر مشرکان ايراد مي کردند که او براي احياي آئين ابراهيم آمده است پس چرا خانه کعبه را که نخستين خانه توحيد است فراموش کرده است، در اين جا تغيير قبله زبان هر دو را بست.»</p>
<p>منبع: مهر</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://badesaba1.kowsarblog.ir/دلایل-تغییر-قبله-مسلمین-به">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://badesaba1.kowsarblog.ir/دلایل-تغییر-قبله-مسلمین-به#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://badesaba1.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=464477</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
